فرهنگ و ادب > کتاب و ادبیات

رمان عاشورا بدون پژوهش تاریخی، به تحریف می‌رسد


به گزارش خبرنگار مهر، نشست نظری «چالش‌های نگارش ادبی درباره عاشورا» با محوریت نقد و بررسی کتاب «شهادت‌نامه حسین(ع) و شهیدان کربلا» از تازه‌ترین آثار انتشارات به‌نشر، با حضور حمید بابایی، دبیر نشست، سعید طاووسی، کارشناس تاریخی و امیر خداوردی، کارشناس ادبی در خبرگزاری مهر برگزار شد.

حمید بابایی، دبیر نشست «چالش‌های نگارش ادبی درباره عاشورا» و نقد و بررسی کتاب شهادت‌نامه حسین و شهیدان کربلا، با اشاره به هدف برگزاری این نشست گفت: در کنار جلسات نقد و بررسی کتاب که با همکاری به‌نشر برگزار می‌شود، تصمیم گرفتیم این‌بار به جای بررسی یک اثر، درباره یکی از مسائل بنیادین ادبیات دینی گفت‌وگو کنیم؛ اینکه اساساً آیا می‌توان درباره واقعه عاشورا رمان نوشت یا خیر.

وی افزود: این پرسش، یکی از مهم‌ترین چالش‌های نویسندگان حوزه ادبیات دینی است. خود من نیز در این حوزه تجربه نویسندگی دارم و این سؤال همواره مطرح بوده که آیا آثاری که درباره عاشورا نوشته می‌شوند، رمان هستند یا باید آن‌ها را در قالب رمان تاریخی یا گونه‌ای دیگر از ادبیات طبقه‌بندی کرد.

بابایی با اشاره به دعوت از کارشناسان این نشست اظهار کرد: از دکتر طاووسی دعوت کردیم؛ زیرا علاوه بر تخصص در تاریخ، به‌ویژه تاریخ اسلام، با ادبیات داستانی نیز آشنا هستند. بسیاری از پژوهشگران تاریخ، شناخت چندانی از رمان و ظرفیت‌های ادبیات داستانی ندارند، اما دکتر طاووسی این هر دو حوزه را به‌خوبی می‌شناسند.

وی ادامه داد: همچنین از آقای خداوردی دعوت کردیم که علاوه بر تحصیلات حوزوی و دانشگاهی، در حوزه رمان‌نویسی نیز آثار شاخصی دارند. کتاب‌های «عاشورات» و «صید مرغ سنگخوار» از جمله آثار مهم ایشان در حوزه ادبیات دینی و عاشورایی است و به همین دلیل حضور ایشان می‌تواند به غنای این بحث کمک کند.

دبیر نشست با تأکید بر جایگاه واقعه عاشورا در فرهنگ شیعی گفت: بسیاری معتقدند عاشورا مهم‌ترین حادثه تاریخ تشیع است. افزون بر این، آیین‌ها و مناسک عاشورایی که در شهرهای مختلف ایران برگزار می‌شود، با فرهنگ ایرانی نیز پیوند خورده و همین موضوع، اهمیت پرداخت ادبی به این واقعه را دوچندان می‌کند.

بابایی در پایان، محور اصلی نشست را رابطه تاریخ و ادبیات داستانی دانست و تصریح کرد: پرسش اساسی این است که نویسنده در روایت واقعه عاشورا تا چه اندازه مجاز است وارد عرصه تخیل شود؟ مرز میان تاریخ و داستان کجاست و تا چه حد می‌توان با حفظ اصالت تاریخی، اثری داستانی و رمان‌گونه خلق کرد؟

نویسنده عاشورایی بدون مشاور تاریخی وارد میدان نشود

سعید طاووسی، پژوهشگر تاریخ اسلام، در نشست «چالش‌های نگارش ادبی درباره عاشورا و نقد و بررسی کتاب شهادت‌نامه حسین و شهیدان کربلا» با اشاره به نسبت تاریخ و رمان، اظهار کرد: این بحث در واقع بخشی از یک فضای کلان‌تر، یعنی نسبت تاریخ و رمان است که در این نشست به‌طور مصداقی درباره تاریخ عاشورا مطرح می‌شود. تاریخ عاشورا ویژگی‌های خاص خود را دارد و همین ویژگی‌ها، کار نویسنده را دشوار می‌کند.

وی گفت: در حوزه عاشورا، مخاطب نه‌تنها داستان را می‌داند، بلکه شخصیت‌ها و اتفاقات را نیز می‌شناسد. همین مسئله باعث می‌شود کوچک‌ترین تغییر یا دخل و تصرف در روایت، با واکنش مخاطب روبه‌رو شود.

طاووسی در ادامه اظهار کرد: البته از جهتی دیگر، کار نویسنده عاشورایی آسان‌تر از برخی حوزه‌های دیگر تاریخ اسلام است؛ زیرا درباره عاشورا منابع فراوان، گزارش‌های معتبر و اطلاعات گسترده‌ای در اختیار داریم. برای مثال، درباره ده سال پایانی زندگی امام حسن مجتبی(ع) از صلح تا شهادت، اطلاعات بسیار اندکی وجود دارد. حتی در جدیدترین پژوهش‌ها نیز برای آن دوره تنها چند روایت محدود پیدا شده است؛ اما درباره عاشورا با انبوهی از گزارش‌های کهن و منابع معتبر روبه‌رو هستیم.

این پژوهشگر تاریخ اسلام ادامه داد: همین فراوانی منابع، خود به سختی نویسنده تبدیل می‌شود؛ زیرا تشخیص گزارش معتبر از گزارش نامعتبر، کار ساده‌ای نیست. گاهی اصل یک منبع معتبر است، اما همه گزارش‌های آن اعتبار یکسان ندارند. نویسنده اگر دانش پژوهش تاریخی نداشته باشد، ممکن است به روایتی استناد کند که از نظر تاریخی قابل پذیرش نیست.

وی با اشاره به برخی منابع تاریخی گفت: سال‌هاست که علما تأکید کرده‌اند کتاب‌هایی مانند معالی السبطین کتاب تاریخ به معنای دقیق کلمه نیست و بیشتر مشتمل بر زبان حال است. اما مسئله دشوارتر آنجاست که حتی در منابع معتبر نیز باید میان گزارش‌های صحیح و ناصحیح تفکیک قائل شد.

طاووسی با ذکر نمونه‌ای از مقتل ابومخنف اظهار کرد: گاهی گفته می‌شود چون ابومخنف منبعی کهن است، پس همه مطالب آن درست است؛ در حالی که چنین نیست. برای مثال، در این کتاب روایتی آمده که حضرت مسلم بن عقیل(ع) پیش از رفتن به کوفه، ابتدا به مدینه رفت، با خانواده وداع کرد، در مسیر فال بد زد، برای امام حسین(ع) نامه نوشت و پس از دریافت پاسخ دوباره حرکت کرد. این روایت با زمان‌بندی تاریخی و شخصیت حضرت مسلم(ع) سازگار نیست و نمی‌توان آن را پذیرفت.

وی افزود: نویسنده چگونه باید تشخیص دهد که این روایت معتبر است یا نه؟ این همان مشکلی است که نویسنده با آن روبه‌رو می‌شود؛ زیرا تشخیص اعتبار روایت، کاری تخصصی است.

طاووسی در ادامه به یکی دیگر از گزارش‌های مشهور مقتل ابومخنف اشاره کرد و گفت: در این کتاب آمده است که امام حسین(ع) به عمر سعد سه پیشنهاد داد؛ یکی اینکه بازگردد، دیگری اینکه به مرزها برود و سومی اینکه نزد یزید برود و با او بیعت کند. برخی نیز بر اساس همین گزارش گفته‌اند امام در شب عاشورا قصد صلح یا بیعت داشت.

وی تصریح کرد: اگر متن را دقیق بخوانیم، مشخص می‌شود این سخن، نقل قول عمر سعد به عبیدالله بن زیاد است، نه سخن قطعی امام حسین(ع). عمر سعد این گزارش را برای فرمانده خود فرستاد و حتی عبیدالله بن زیاد نیز آن را باور نکرد و شمر را اعزام کرد، زیرا احتمال می‌داد عمر سعد در حال تعلل باشد.

این پژوهشگر تاریخ اسلام افزود: اگر قرار بود امام حسین(ع) بیعت کند، همان آغاز حرکت این کار را انجام می‌داد. کسی که از ابتدا بر شعار «هیهات منا الذله» ایستاده و حاضر نشده با یزید بیعت کند، نمی‌توان پذیرفت که در واپسین لحظات نظرش تغییر کرده باشد. بنابراین، نمی‌توان صرف نقل شدن یک گزارش در منبعی کهن، آن را بدون نقد تاریخی پذیرفت.

وی با اشاره به برداشت‌های برخی از این روایت‌ها گفت: گاهی به استناد همین نقل‌ها گفته می‌شود امام حسین(ع) شب عاشورا پیشنهاد بیعت داده است، در حالی که این برداشت با مجموعه شواهد تاریخی و مواضع روشن امام سازگار نیست و باید با نگاه نقادانه به منابع نگریست.

طاووسی در بخشی از سخنان خود تأکید کرد: به همین دلیل است که همواره گفته‌ام نویسنده رمان تاریخی باید در کنار خود یک مشاور یا ناظر تاریخی داشته باشد. نویسنده الزاماً متخصص تاریخ نیست و نباید به تنهایی درباره اعتبار منابع تصمیم بگیرد. اگر قرار است رمانی درباره عاشورا نوشته شود، باید پیش از هر چیز از متخصص تاریخ پرسید که کدام روایت معتبر و کدام روایت غیرقابل استناد است؛ در غیر این صورت، احتمال خطا بسیار زیاد خواهد بود.

رمان عاشورا بدون پژوهش تاریخی، به تحریف می‌رسد

بسیاری از روایت‌های مشهور عاشورا، تاریخ نیستند؛ داستان‌اند

سعید طاووسی، پژوهشگر تاریخ اسلام، در ادامه سخنان خود در نشست «چالش‌های نگارش ادبی درباره عاشورا و نقد و بررسی کتاب شهادت‌نامه حسین و شهیدان کربلا» با تأکید بر لزوم تفکیک میان «تاریخ عاشورا» و «داستان عاشورا» اظهار کرد: یکی دیگر از مشکلات جدی نویسندگان این است که مرز میان تاریخ و داستان در بسیاری از روایت‌های عاشورا روشن نیست. ما یک «تاریخ عاشورا» داریم که بر پایه منابع تاریخی شکل گرفته و در کنار آن، «داستان عاشورا» نیز در طول قرن‌ها پدید آمده است. مشکل اینجاست که بسیاری از این داستان‌ها به مرور زمان چنان مشهور شده‌اند که مردم آن‌ها را با تاریخ اشتباه می‌گیرند.

وی افزود: برخی روایت‌ها اساساً رخ نداده‌اند، اما نسل به نسل نقل شده‌اند. گاهی یک نفر مطلبی را نوشته، دیگری از روی او نقل کرده و همین روند ادامه پیدا کرده تا جایی که آن روایت، رنگ واقعیت به خود گرفته است.

طاووسی با اشاره به داستان «دو طفلان مسلم» گفت: من این را از بدیهیات می‌دانم. اصلاً چیزی به نام «دو طفلان مسلم» به این شکلی که مشهور شده، وجود تاریخی ندارد. مرحوم شیخ عباس قمی در نفس‌المهموم که بسیاری از گزارش‌ها را پذیرفته، درباره این داستان تصریح می‌کند که این دیگر تاریخ نیست و داستان است.

وی ادامه داد: شیخ عباس قمی به نکته جالبی اشاره می‌کند و می‌گوید از متن داستان معلوم است که روایت، ساخته ذهن داستان‌پرداز است؛ زیرا راوی از گفت‌وگوهای خصوصی شخصیت‌ها، حتی گفت‌وگوی قاتل با همسرش در خانه، باخبر است؛ یعنی راوی «دانای کل» است و همه چیز را می‌داند. این ویژگی، متعلق به داستان است، نه تاریخ.

این پژوهشگر تاریخ اسلام تصریح کرد: حضرت مسلم(ع) فرزندانی داشت، اما آن‌ها کودک نبودند. فرزندان ایشان جوانانی حدود ۲۵ یا ۲۶ ساله بودند که در کربلا جنگیدند و به شهادت رسیدند. بنابراین داستان مشهور «دو طفلان مسلم» پشتوانه تاریخی ندارد.

وی با اشاره به یکی دیگر از روایت‌های مشهور گفت: ماجرای عروسی حضرت قاسم(ع) نیز از نظر تاریخی معتبر نیست. نخستین نشانه‌های این روایت در اشعار دیده می‌شود و بعدها در آثاری مانند روضه‌الشهدای کاشفی به شکل مفصل نقل شده است، در حالی که اگر به مقتل ابومخنف مراجعه کنید، گزارش شهادت حضرت قاسم(ع) حتی به یک صفحه هم نمی‌رسد؛ اما در آثار متأخر، همین ماجرا به چندین صفحه روایت داستانی تبدیل شده است.

طاووسی خاطرنشان کرد: این مسئله فقط به عاشورا اختصاص ندارد، بلکه درباره بسیاری از شخصیت‌های بزرگ تاریخ نیز روایت‌های عامیانه شکل گرفته است. برای نمونه، داستان مشهور عشق ابن‌ملجم به قطام نیز از نظر تاریخی پشتوانه قابل قبولی ندارد. مرحوم سیدجعفر شهیدی نیز معتقد بود اساساً شخصیتی به نام قطام، آن‌گونه که در این داستان‌ها آمده، وجود نداشته است.

وی افزود: بعدها این روایت‌ها به گونه‌ای نقل شده که گویی انگیزه اصلی ابن‌ملجم برای به شهادت رساندن امیرالمؤمنین(ع) عشق به قطام بوده است؛ در حالی که شواهد تاریخی نشان می‌دهد او با انگیزه اعتقادی دست به این جنایت زد و حتی پس از ضربت زدن به امام علی(ع) نیز از کار خود پشیمان نبود.

این پژوهشگر تاریخ اسلام با بیان اینکه داستان‌ها به مرور وارد منابع تاریخی شده‌اند، اظهار کرد: نباید تصور کرد هر آنچه در کتاب‌های مشهور آمده، الزاماً تاریخ است. گاهی در یک کتاب، بخش‌هایی تاریخی و بخش‌هایی داستانی است. برای مثال، لهوف سید بن طاووس در بخش‌های مربوط به پیش از عاشورا و جریان نبرد، عمدتاً بر گزارش‌های تاریخی استوار است، اما در بخش وقایع پس از عاشورا، روایت‌های داستانی فراوانی وارد متن شده است.

وی با اشاره به نمونه‌ای از این روایت‌ها گفت: داستان سفیر روم در مجلس یزید که گفته می‌شود پس از دیدن سر مطهر امام حسین(ع) با یزید گفت‌وگو کرد، اسلام آورد یا کشته شد، از جمله همین روایت‌هاست. حتی جزئیاتی مانند هفت دریا، هفت جزیره، هفت کلیسا و شیشه‌ای که در آن ناخن حضرت عیسی(ع) نگهداری می‌شد، در این داستان آمده است؛ در حالی که اگر منابع جغرافیایی همان دوره را بررسی کنیم، اساساً چنین مکان‌هایی وجود خارجی ندارند.

طاووسی ادامه داد: این روایت‌ها بعدها در برخی کتاب‌ها نقل شده و به مرور وارد ذهن مخاطبان شده‌اند. حتی برخی نویسندگان معاصر نیز بر پایه همین داستان‌ها رمان یا داستان نوشته‌اند، در حالی که پشتوانه تاریخی قابل اعتمادی برای آن‌ها وجود ندارد.

وی در پایان تأکید کرد: نویسنده‌ای که می‌خواهد درباره عاشورا اثر ادبی خلق کند، باید مرز میان تاریخ و داستان را به‌خوبی بشناسد. هر روایت مشهور، الزاماً روایت تاریخی نیست و نباید صرف شهرت یک داستان، آن را وارد رمان تاریخی کرد. اگر نویسنده به منابع معتبر مراجعه نکند و از مشورت پژوهشگران تاریخ بهره نبرد، ممکن است ناخواسته داستان را جایگزین تاریخ کند و این بزرگ‌ترین آسیب برای ادبیات عاشورایی است.

رمان عاشورا بدون پژوهش تاریخی، به تحریف می‌رسد

ادبیات عاشورایی متولی ندارد، اما هزار صاحب دارد

حمید بابایی، دبیر نشست «چالش‌های نگارش ادبی درباره عاشورا و نقد و بررسی کتاب شهادت‌نامه حسین و شهیدان کربلا»، با اشاره به حساسیت‌های موجود درباره آثار مکتوب عاشورایی گفت: نکته‌ای که وجود دارد این است که میزان حساسیتی که نسبت به یک کتاب یا رمان وجود دارد، نسبت به مداحی‌ها وجود ندارد. یک مداح می‌تواند مطالبی را نقل کند که پشتوانه تاریخی محکمی نداشته باشد و معمولاً هم می‌گوید این مطلب در فلان کتاب آمده است؛ اما وقتی نام آن کتاب را جست‌وجو می‌کنیم، گاهی اصلاً چنین کتابی وجود ندارد یا معلوم نیست راوی آن چه کسی بوده است.

وی افزود: تا زمانی که این روایت‌ها شفاهی بیان می‌شوند، کمتر کسی به آن‌ها ایراد می‌گیرد، اما به محض اینکه همین مطالب به صورت مکتوب منتشر شوند و نویسنده بخواهد رمانی بنویسد، همه به دنبال سند و مدرک می‌روند.

بابایی با اشاره به تجربه شخصی خود در نگارش رمان ده تن اظهار کرد: هر جا که احساس می‌کردم گزارشی با منطق تاریخی سازگار نیست، به منابع اصلی مراجعه می‌کردم، روایت‌ها را با یکدیگر تطبیق می‌دادم و نقدهای پژوهشگران را می‌خواندم تا ببینم کدام روایت قابل اتکاست و کدام‌یک اعتبار ندارد.

وی ادامه داد: مشکل اصلی ادبیات عاشورایی این است که متولی مشخصی ندارد، اما هزار صاحب دارد. تا زمانی که چیزی نوشته نشود، کسی کاری ندارد، اما همین که اثری منتشر شود، همه از ارشاد گرفته تا افراد مختلف، درباره آن اظهار نظر می‌کنند و نخستین پرسششان این است که «سند این مطلب چیست؟»

دبیر این نشست با اشاره به تفاوت رمان و اثر پژوهشی گفت: من بارها گفته‌ام که رمان می‌نویسم، نه کتاب تاریخ؛ اما بسیاری این تفاوت را نمی‌پذیرند و انتظار دارند تمام جزئیات یک رمان نیز مستند تاریخی داشته باشد.

بابایی در ادامه به نمونه‌ای از سینمای ایران اشاره کرد و گفت: این مسئله پیش‌تر در فیلم روز واقعه نیز مطرح بود. بهرام بیضایی در فیلمنامه شخصیتی را اضافه کرده بود که در نسخه نهایی فیلم حضور ندارد؛ شخصیت «بی‌بی شهربانو» که دیالوگی درباره ایران بیان می‌کرد. سال‌ها درباره همین بخش بحث شد و برخی معتقد بودند این قسمت باید حذف شود، زیرا از نظر تاریخی با زمان واقعه تطابق ندارد. در نهایت نیز آن بخش از فیلم حذف شد.

وی افزود: بعدها درباره این موضوع توضیح داده شد که میان زمان وقوع این ماجرا و شخصیت تاریخی مورد اشاره، فاصله زمانی وجود دارد و از این رو آن روایت قابل پذیرش نیست؛ اما پاسخ بهرام بیضایی این بود که او در حال روایت یک قصه است و قصد نگارش کتاب تاریخ ندارد.

بابایی در پایان تأکید کرد: دقیقاً همین‌جا است که نویسندگان ادبیات عاشورایی با چالش مواجه می‌شوند. هر کسی که رمانی درباره عاشورا می‌خواند، اولین سؤالش این است که «سند این شخصیت یا این اتفاق کجاست؟»؛ در حالی که نویسنده می‌خواهد داستان روایت کند و همین تفاوت، منشأ بسیاری از نقدها و سوءتفاهم‌ها در حوزه ادبیات عاشورایی شده است.

رمان عاشورا بدون پژوهش تاریخی، به تحریف می‌رسد

همه روایت‌های مشهور عاشورا، تاریخ نیستند

امیر خداوردی، نویسنده و پژوهشگر ادبی، با اشاره به تفاوت رویکردهای تاریخ، فقه، کلام و ادبیات در مواجهه با متون دینی گفت: بحثی که آقای طاووسی مطرح کردند، مرا به یاد یکی از اختلافات مشهور در سنت اسلامی انداخت. همه غزالی را به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین عالمان جهان اسلام می‌شناسند؛ فقیه، متکلم و نویسنده آثاری مانند احیاء علوم الدین. با این حال، یکی از مهم‌ترین نقدهایی که به او وارد شده، از سوی ابن‌جوزی است؛ کسی که تخصص اصلی‌اش حدیث بود.

وی افزود: ابن‌جوزی معتقد بود غزالی در علوم نقلی و حدیث تبحر کافی نداشته و به همین دلیل در آثاری مانند احیاء علوم الدین روایاتی آورده که یا سند معتبری ندارند یا اساساً مجهول هستند. ابتدا تصور می‌کردم این نقدها بیشتر ناشی از مخالفت شخصی با غزالی است، اما وقتی آثار ابن‌جوزی، به‌ویژه تلبیس ابلیس را خواندم، دیدم او در نقل مطالب کاملاً امانت‌دار است و آنچه به غزالی نسبت می‌دهد، واقعاً در آثار او وجود دارد.

خداوردی ادامه داد: بسیاری از اشکالات ابن‌جوزی نیز از منظر علم حدیث و رجال وارد است. البته این به معنای نادرست بودن همه کارهای غزالی نیست، بلکه تفاوت در زاویه نگاه است. غزالی از منظر کلامی و عرفانی به روایت‌ها نگاه می‌کند و ابن‌جوزی از منظر حدیث. بنابراین ممکن است روایتی از نگاه متکلم پذیرفتنی باشد، اما از نگاه محدث اعتبار نداشته باشد.

وی با اشاره به تجربه‌ای از درس خارج فقه اظهار کرد: روزی در بحث «اراضی مفتوح‌العنوه» استاد برای اثبات یک حکم فقهی به گزارش‌های تاریخی استناد می‌کرد. مرحوم آیت‌الله صانعی در همان جلسه گفتند: «تاریخ برای فقیه حجت نیست.» آن زمان این جمله برای من سنگین بود و تصور می‌کردم مگر می‌شود این همه کتاب تاریخی نوشته شده باشد، اما برای استنباط حکم شرعی قابل استناد نباشد.

او افزود: بعدها همین موضوع را از آیت‌الله میلانی نیز پرسیدم. ایشان هم با وجود اینکه خودشان در حوزه تاریخ کار کرده بودند، تأکید کردند که تاریخ، دلیل فقهی محسوب نمی‌شود. در فقه، قرآن، سنت، اجماع و عقل حجت هستند، اما تاریخ در جایگاه خود ارزش دارد و نمی‌توان از آن انتظار کارکرد فقهی داشت.

این نویسنده تصریح کرد: این به معنای بی‌اعتبار بودن تاریخ نیست. تاریخ کار خودش را انجام می‌دهد، فقه کار خودش را، کلام مسیر دیگری دارد و ادبیات نیز وظیفه متفاوتی بر عهده دارد. مشکل از جایی آغاز می‌شود که بخواهیم با معیار یک علم، درباره علم دیگر قضاوت کنیم.

خداوردی در ادامه با اشاره به زبان ادبیات گفت: خودم یک بار در مجلس روضه حضرت عباس(ع) گفتم که «حضرت عباس آن‌قدر بلندبالا بود که وقتی سوار اسب می‌شد، پاهایش به زمین می‌رسید.» بعد از مجلس، عده‌ای به من گفتند این از نظر عقلی ممکن نیست. پاسخ من این بود که اصلاً مقصود، بیان یک واقعیت فیزیکی نیست؛ ادبیات برای نشان دادن عظمت شخصیت‌ها از زبان اغراق استفاده می‌کند. وقتی می‌گوییم سر کسی به آسمان می‌رسد، قرار نیست آن را با متر اندازه بگیریم.

وی افزود: درباره معجزاتی مانند شق‌القمر نیز همین تفاوت نگاه وجود دارد. ممکن است از منظر تاریخ، درباره وقوع آن پرسش‌هایی مطرح باشد، اما در نگاه ایمانی، پیامبری که جامعه‌ای گرفتار جهل و خشونت را به امتی بزرگ تبدیل می‌کند، خود بزرگ‌ترین معجزه را رقم زده است. گاهی تحول انسان‌ها از شکافته شدن ماه نیز شگفت‌انگیزتر است.

امیر خداوردی در ادامه سخنان خود با بیان اینکه بسیاری از روایت‌های مشهور دینی، کارکردی ادبی و تربیتی دارند، گفت: در منابع نقل شده است که شخصی به نام «احبان» در بیابان با گرگی روبه‌رو شد و گرگ با او سخن گفت و از پیامبر اسلام(ص) یاد کرد. شاید اصل ماجرا برای ما محل بحث باشد، اما نکته مهم، پیامی است که روایت منتقل می‌کند. بعدها فرزندان او به «آل مکلّم‌الذئب» مشهور شدند و به این انتساب افتخار می‌کردند. گاهی روایت، بیش از آنکه در پی ثبت یک واقعه تاریخی باشد، می‌خواهد حقیقتی را به مخاطب منتقل کند.

وی درباره برخی روایت‌های مربوط به حضرت مسلم(ع) نیز اظهار کرد: گاهی در منابعی مانند الارشاد یا لهوف مطالبی نقل شده که نباید آنها را صرفاً به عنوان یک گزارش قطعی تاریخی تلقی کرد. باید دید نویسنده با چه رویکردی آن را نقل کرده است؛ آیا قصد گزارش تاریخ داشته یا در پی انتقال یک معنا و مفهوم بوده است.

خداوردی با اشاره به بحث پیشنهاد بیعت امام حسین(ع) گفت: از منظر تاریخی، همان‌طور که آقای طاووسی توضیح دادند، این روایت محل تأمل و نقد است، اما از منظر کلامی، سؤال اصلی این است که آیا اصل بیعت کردن امام معصوم با حاکم وقت، خلاف عصمت است یا خیر. این دو بحث با یکدیگر تفاوت دارند و نباید آنها را خلط کرد.

وی افزود: اگر به سیره ائمه(ع) نگاه کنیم، می‌بینیم که در دوره‌های مختلف، شیوه مواجهه آنان با حکومت‌ها متفاوت بوده است. از منظر کلامی می‌توان درباره امکان یا عدم امکان چنین رفتاری بحث کرد، اما پاسخ این پرسش که چرا امام حسین(ع) بیعت نکرد، باید در شرایط ویژه نهضت عاشورا و فلسفه قیام ایشان جست‌وجو شود.

این نویسنده تأکید کرد: نباید انتظار داشته باشیم تاریخ، فقه، کلام و ادبیات یک کارکرد داشته باشند. هر کدام قواعد و منطق خاص خود را دارند. اگر این مرزها را نادیده بگیریم، هم در فهم متون تاریخی دچار خطا می‌شویم و هم در قضاوت درباره آثار ادبی.

خداوردی در پایان خاطرنشان کرد: نویسنده ادبیات عاشورا باید هم به تاریخ توجه داشته باشد و هم بداند که ادبیات، صرفاً بازنویسی گزارش‌های تاریخی نیست. ادبیات قرار است حقیقتی را از طریق روایت، شخصیت‌پردازی و زبان هنری به مخاطب منتقل کند و همین تفاوت، مرز میان اثر ادبی و متن تاریخی را مشخص می‌کند.

برای نوشتن رمان عاشورا، سراغ پژوهش‌های معتبر باید رفت

سعید طاووسی، پژوهشگر تاریخ اسلام، در ادامه این نشست با تأکید بر اینکه نویسندگان برای ورود به ادبیات عاشورا نباید مستقیماً به سراغ منابع اولیه بروند، گفت: لزومی ندارد نویسنده ابتدا ابومخنف، بلاذری یا طبقات ابن‌سعد را بخواند. بهتر است از پژوهش‌های معتبر و منابع ثانویه‌ای استفاده کند که حاصل سال‌ها بررسی و نقد تاریخی هستند. پژوهشگر این زحمت را کشیده و نتیجه را در اختیار مخاطب گذاشته است.

وی با بیان تجربه خود از نقد آثار پژوهشی گفت: بارها پیش آمده که کتابی را نقد کرده‌ام و نویسنده نقدها را پذیرفته و در چاپ‌های بعدی اصلاح کرده است. بخشی از اختلاف‌ها، اختلاف نظر علمی است و طبیعی است؛ اما بخشی هم اشتباهات روشن تاریخی است که باید اصلاح شود. نویسنده اگر با متخصص مشورت کند، بسیاری از این خطاها برطرف می‌شود.

این پژوهشگر تاریخ اسلام درباره استفاده از روایت‌های مشهور اما غیرتاریخی در رمان عاشورا نیز اظهار کرد: بعضی روایت‌ها صرفاً داستان هستند و اگر وارد اثر شوند، به فهم تاریخی عاشورا آسیب می‌زنند. برای مثال، ماجرای عروسی حضرت قاسم(ع) با گزارش‌های معتبر تاریخی سازگار نیست و حتی باعث ایجاد تناقض در روایت می‌شود؛ بنابراین نباید وارد داستان شود.

وی در عین حال تأکید کرد که همه عناصر غیرمستند الزاماً قابل حذف نیستند و گفت: اگر یک زبان‌حال یا روایت ادبی، با شخصیت معصوم و فضای تاریخی سازگار باشد و به اصل واقعه لطمه نزند، می‌توان از آن استفاده کرد. زبان‌حال زمانی اشکال ندارد که مخاطب احساس کند در چارچوب شخصیت و موقعیت تاریخی قرار دارد، نه اینکه چیزی نامتناسب به اهل‌بیت(ع) نسبت داده شود.

طاووسی افزود: گاهی نویسنده برای شخصیت‌های خیالی یا در گفت‌وگوهایی که در منابع ثبت نشده، دیالوگ می‌نویسد. این کار اشکالی ندارد، زیرا طبیعی است که افراد با یکدیگر گفت‌وگو کرده باشند؛ مهم این است که این دیالوگ‌ها با شخصیت و فضای تاریخی سازگار باشند و خلاف واقع مسلم را القا نکنند.

وی درباره اختلاف نقل‌های تاریخی نیز گفت: اگر چند روایت درباره یک واقعه وجود دارد، نویسنده باید بررسی کند کدام روایت معتبرتر است. ملاک انتخاب نباید دراماتیک‌تر یا احساسی‌تر بودن روایت باشد، بلکه باید به اعتبار تاریخی آن توجه کرد.

طاووسی در همین زمینه به ماجرای شهادت حضرت علی‌اصغر(ع) اشاره کرد و گفت: دو نقل مشهور درباره این واقعه وجود دارد؛ یکی اینکه امام حسین(ع) کودک را برای درخواست آب به میدان بردند و دیگری اینکه پس از بازگشت از میدان، هنگام در آغوش گرفتن کودک، تیر حرمله اصابت کرد. روایت دوم، هرچند کمتر مشهور است، اما در منابع کهن و از امام باقر(ع) نقل شده و از نظر تاریخی استحکام بیشتری دارد.

وی در پایان تأکید کرد: ما وقتی درباره اهل‌بیت(ع)، شهدا و شخصیت‌های مقدس داستان می‌نویسیم، مسئولیت بیشتری داریم. نویسنده باید وقت بگذارد، منابع معتبر را بشناسد، از پژوهش‌های دقیق استفاده کند و در موارد اختلاف، با اهل فن مشورت بگیرد تا اثرش هم از نظر ادبی و هم از نظر تاریخی قابل دفاع باشد.

رمان عاشورا بدون پژوهش تاریخی، به تحریف می‌رسد

نویسنده حق تخیل دارد

حمید بابایی، دبیر نشست، با طرح این پرسش که «نگاه ما به تاریخ چیست؟»، گفت: آیا تاریخ فقط مجموعه‌ای از رخدادهای گذشته است که باید عیناً بازنمایی شوند یا باید «روح تاریخ» را دریافت و روایت کرد؟ در رمان تاریخی معمولاً نویسنده با خلق شخصیت‌های خیالی، گذشته را بازسازی می‌کند و این رویکرد در سال‌های اخیر، هم در ادبیات موسوم به روشنفکری و هم در ادبیات مذهبی رواج یافته است.

وی افزود: تفاوت این دو جریان در موضوعات مورد توجه آنهاست؛ نویسندگان مذهبی بیشتر به عاشورا و تاریخ اسلام می‌پردازند، در حالی که نویسندگان جریان روشنفکری عمدتاً سراغ تاریخ معاصر، به‌ویژه دوره قاجار و پهلوی می‌روند.

بابایی با اشاره به دشواری‌های نوشتن درباره عاشورا گفت: مشکل فقط از جانب نویسنده نیست؛ قدرت و حاکمیت نیز قرائت مشخصی از عاشورا دارند و انتظار دارند همان روایت بازتولید شود. نویسنده اجازه ندارد از این چارچوب فراتر برود. بخشی از قدرت را هم باید در میان مردم دید، یعنی اگر بخشی از مخاطب با آن روایت رسمی که بارها شنیده موافق نباشد می تواند برای کتاب مسئله ایجاد کند. .

او با اشاره به رویکردهای پست‌مدرن در ادبیات توضیح داد: در ادبیات پست‌مدرن حتی اصل عینیت تاریخی نیز محل تردید است. نویسنده می‌تواند بپرسد چه کسی گفته این اتفاق دقیقاً به همین شکل رخ داده است؟ حتی می‌تواند تاریخ را به شکلی دیگر روایت کند؛ مثلاً فرض کند انقلاب ۵۷ اصلاً رخ نداده یا اگر شاه ترور می‌شد، چه مسیری پیش روی تاریخ ایران قرار می‌گرفت. در این رویکرد تاریخ دیگر یک حقیقت قطعی نیست، بلکه روایتی است که معمولاً از سوی پیروزان نوشته شده و نویسنده حق دارد آن را به چالش بکشد. همچنین بسیاری از نویسندگان تلاش می‌کنند صدای گروه‌هایی را روایت کنند که در تاریخ رسمی نادیده گرفته شده یا به حاشیه رانده شده‌اند.

بابایی در ادامه مهم‌ترین چالش ادبیات دینی را نبود مرجع مشخص دانست و گفت: در ادبیات عاشورایی متولی نداریم، اما هزاران نفر خود را متولی می‌دانند. تا زمانی که چیزی نوشته نشده، کسی کاری ندارد؛ اما به محض انتشار یک رمان، همه از نویسنده سند می‌خواهند.

او افزود: نکته عجیب این است که همین حساسیت درباره روایت‌های شفاهی، منبرها یا نقل‌های غیرمکتوب وجود ندارد؛ اما وقتی یک نویسنده اثری داستانی خلق می‌کند، اولین پرسش این است که سند این جمله یا این صحنه چیست. در حالی که نویسنده می‌گوید من در حال نوشتن رمان هستم، نه کتاب تاریخ.

بابایی در پایان تأکید کرد: مشکل اصلی اینجاست که بسیاری نمی‌خواهند رمان‌نویس، رمان بنویسد؛ بلکه انتظار دارند همان روایت مطلوب و مورد تأیید خودشان را بازتولید کند. همین نگاه، یکی از مهم‌ترین موانع شکل‌گیری رمان‌های خلاق و متفاوت در حوزه عاشوراست.

بابایی با اشاره به این که کتاب «شهادت نامه حسین(ع) و شهیدان کربلا»، اثری روان و خوشخوان است، این کتاب را اثری ارزشمند برای عموم مخاطب دانست که پیچیدگی زبانی آثار دیگر را ندارد و می‌تواند برای مخاطب عام ادبیات نیز جالب باشد. و خواندن آن در این زمانه می‌تواند به آگاهی بیشتر مخاطبین از مسئله عاشورا بینجامد.


منبع:خبرگزاری مهر

دکمه بازگشت به بالا